محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5287
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« به نام خداى رحمان رحيم . اين مكتوبى است براى بنده خدا ، هارون امير مؤمنان ، كه محمد بن هارون امير مؤمنان نوشته در حال صحت عقل و اختيار به دلخواه نه اكراه ، كه امير مؤمنان از پى خويش كار را به من سپرده و بيعت مرا در گردن همه مسلمانان نهاده و از پس من ولايت عهد و خلافت و همه امور مسلمانان را به رضا و دلخواه من ، از روى ميل نه اكراه ، به عبد الله بن هارون امير مؤمنان داده و چنگ و سپاه و خراج و طراز و بريد و بيت المالها و زكاتها و ده يك ده يكها ( كذا ) و همهء اعمال خراسان و مرزها و همه ولايتهاى آن را در زندگى و از پس خويش به دو سپرده و من به رضايت و دلخواه خويش براى بنده خدا هارون امير مؤمنان شرط كردهام كه در قبال برادرم عبد الله بن هارون عهده دارم كه به پيمانى كه هارون امير مؤمنان دربارهء ولايت عهد و خلافت و امور مسلمانان براى وى نهاده وفا كنم و آن را با ولايت خراسان و اعمال آن به دو تسليم كنم . بعلاوه هر چه امير مؤمنان تيول وى كرده يا از املاك خويش به دو داده يا براى وى خريده و هر مال و زيور يا جواهر يا كالا يا جامه يا منزل يا مركوبى كه در زندگى خويش ، كم يا بيش به دو داده از آن عبد الله بن هارون امير مؤمنان است كه به دو تسليم شود و من اين همه را يكايك بدانستم ( 279 و اگر براى امير مؤمنان حادثهء مرگ رخ دهد و خلافت به محمد پسر امير مؤمنان رسد ، محمد به عهده دارد كه دستور هارون امير مؤمنان را اجرا كند و خراسان را با مرزهاى آن و كسانى از خاندان امير مؤمنان كه در قرماسين به عبد الله مأمون پيوسته به دو سپارد و عبد الله بن امير مؤمنان را به خراسان و رى و ولايتها و ديگر موارد سلطهء امير مؤمنان كه هنگامى كه عبد الله بن امير مؤمنان در اردوگاه امير مؤمنان بوده به نام وى كرده روانه كند با همه كسانى كه امير مؤمنان خواسته يا به دو پيوسته از راى تا اقصاى ولايت خراسان محمد بن امير مؤمنان حق ندارد سردار يا تبعه اى را يا كسى از ياران عبد الله را كه امير مؤمنان به دو پيوسته از او بگرداند يا عبد الله بن امير مؤمنان را از ولايتى كه هارون امير مؤمنان به دو داده ، از مرزهاى خراسان و همه ولايتهاى آن از ولايت رى كه مجاور همدان است تا اقصاى خراسان و مرزها و